بیحوصلگی و خستگی؛ عوامل مهمتر از احساسات منفی در اختلال کندن مو
اختلال کندن مو یا تریکوتیلومانیا (Trichotillomania) یکی از اختلالات مرتبط با وسواس است که در آن فرد به شکل مکرر موهای خود را میکند و این رفتار میتواند باعث ریزش مو و فشار روانی قابل توجه شود. سالها تصور میشد افراد مبتلا به این اختلال عمدتاً برای کاهش احساسات منفی مانند اضطراب، تنش یا ناراحتی دست به کندن مو میزنند، اما پژوهشی جدید نشان میدهد بیحوصلگی و خستگی ممکن است نقش مهمتری در ایجاد این رفتار داشته باشند.
نتایج این مطالعه نشان داد اگرچه احساسات منفی میتوانند همراه با میل به کندن مو ظاهر شوند، اما بهطور قابل اعتماد نمیتوانند وقوع این رفتار را در آینده پیشبینی کنند. در مقابل، بیحوصلگی و خستگی در طول روز ارتباط قویتری با افزایش احتمال کندن مو داشتند.
اختلال کندن مو چیست و چرا رخ میدهد؟
تریکوتیلومانیا نوعی اختلال روانشناختی است که در آن فرد کنترل کافی بر میل به کندن موهای خود ندارد. این رفتار ممکن است شامل کندن موی سر، ابرو، مژه یا سایر بخشهای بدن باشد و در برخی افراد به ایجاد نواحی بدون مو منجر شود.
در گذشته، بسیاری از مدلهای درمانی این رفتار را نوعی راهکار ناسالم برای تنظیم هیجانات میدانستند. بر اساس این دیدگاه، فرد هنگام تجربه احساساتی مانند اضطراب یا غم، با کندن مو تلاش میکند فشار روانی خود را کاهش دهد.
با این حال، پژوهشهای جدید نشان میدهند که همه افراد مبتلا به اختلال کندن مو این رفتار را در پاسخ به احساسات شدید تجربه نمیکنند. برخی افراد ممکن است به صورت خودکار، هنگام بیحوصلگی یا در شرایطی که تحریک ذهنی کمی دارند، اقدام به کندن مو کنند.
بررسی نقش بیحوصلگی و خستگی در اختلال کندن مو
این پژوهش توسط کریستینا گالینات و همکارانش در بیمارستان دانشگاه هایدلبرگ انجام شد. محققان تلاش کردند به جای تکیه بر خاطرات گذشته افراد، رفتار آنها را در لحظه و در شرایط واقعی زندگی بررسی کنند.
برای این منظور، پژوهشگران از روشی به نام «ارزیابی لحظهای بومشناختی» استفاده کردند. در این روش، شرکتکنندگان چندین بار در طول روز از طریق تلفن همراه به پرسشهای کوتاه پاسخ میدهند و احساسات، میل به کندن مو و رفتارهای خود را در همان زمان گزارش میکنند.
در این مطالعه ۶۱ فرد بزرگسال مبتلا به اختلال کندن مو شرکت کردند. آنها به مدت ۱۰ روز، روزانه هفت پیام دریافت کردند و در هر بار میزان میل خود به کندن مو، وقوع این رفتار و احساساتی مانند هیجانات منفی، احساسات مثبت، بیحوصلگی، خستگی و نشخوار فکری را ثبت کردند.
احساسات منفی همیشه عامل اصلی اختلال کندن مو نیستند
پژوهشگران دادهها را در دو بخش بررسی کردند. در بخش اول، آنها بررسی کردند که آیا احساسات و شرایط فرد در یک زمان مشخص میتواند رفتار او را چند ساعت بعد پیشبینی کند یا خیر.
نتایج نشان داد میل قبلی به کندن مو، قویترین عامل پیشبینیکننده رفتار بعدی بود. همچنین افرادی که قبلاً موهای خود را کنده بودند، احتمال بیشتری داشت که دوباره این رفتار را تجربه کنند.
در میان عوامل احساسی، تنها بیحوصلگی توانست وقوع کندن مو در آینده را پیشبینی کند. برخلاف انتظار، احساسات منفی مانند اضطراب یا ناراحتی ارتباط آماری قابل توجهی با کندن موی بعدی نداشتند.
خستگی چگونه میل به کندن مو را افزایش میدهد؟
در بخش دیگری از مطالعه، پژوهشگران بررسی کردند که چه عواملی شدت میل به کندن مو را افزایش میدهند.
نتایج نشان داد تجربه قبلی میل شدید به کندن مو، مهمترین پیشبینیکننده میل بعدی بود. همچنین خستگی باعث افزایش احتمال شدت گرفتن میل به کندن مو در ساعات بعدی میشد.
این یافتهها نشان میدهد اختلال کندن مو ممکن است تنها راهی برای کاهش ناراحتیهای روانی نباشد؛ بلکه در برخی افراد میتواند روشی برای مقابله با کمبود تحریک ذهنی یا احساس بیانگیزگی باشد.
اختلال کندن مو؛ آیا بیحوصلگی باعث رفتارهای تکراری میشود؟
پژوهشگران معتقدند برخی رفتارهای تکراری مانند کندن مو ممکن است به جای کاهش احساسات منفی، برای تنظیم سطح تحریک ذهنی فرد اتفاق بیفتند.
به عبارت دیگر، زمانی که فرد احساس بیحوصلگی یا کمتحرکی ذهنی دارد، یک رفتار تکراری ممکن است به عنوان راهی برای ایجاد نوعی تحریک یا مشغولیت عمل کند.
همچنین در بررسی همزمان احساسات و رفتارها مشخص شد که بیحوصلگی، نشخوار فکری و احساسات منفی میتوانند در همان لحظه با افزایش میل به کندن مو همراه باشند، اما لزوماً باعث وقوع رفتار در آینده نمیشوند.
محدودیتهای پژوهش درباره اختلال کندن مو
با وجود اهمیت این یافتهها، مطالعه محدودیتهایی نیز داشت. فاصله زمانی میان ارزیابیها گاهی تا چهار ساعت بود و ممکن است تغییرات سریع احساسی که در فاصله کوتاه رخ میدهند ثبت نشده باشند.
همچنین پژوهش اطلاعات دقیقی درباره محیط اطراف افراد، شرایط اجتماعی یا موقعیتهایی مانند تنها بودن، کار کردن با رایانه یا حضور در مکانهای خاص جمعآوری نکرد. این عوامل ممکن است در ایجاد میل به کندن مو نقش داشته باشند.
علاوه بر این، شرکتکنندگان داوطلب این مطالعه بودند و ممکن است افرادی که انگیزه یا آگاهی کمتری درباره رفتار خود دارند، کمتر در نتایج نمایان شده باشند.
نتیجهگیری
پژوهش جدید درباره اختلال کندن مو نشان میدهد که این رفتار همیشه نتیجه مستقیم اضطراب یا احساسات منفی نیست. بیحوصلگی و خستگی ممکن است در بسیاری از افراد نقش مهمتری در ایجاد میل به کندن مو داشته باشند.
این یافتهها میتواند به تغییر رویکردهای درمانی کمک کند؛ بهطوریکه علاوه بر مدیریت احساسات منفی، توجه بیشتری به عوامل محیطی، سطح تحریک ذهنی و شرایط روزمره افراد مبتلا شود.
