پردازش ناخودآگاه خشم در بازماندگان تروما چگونه تغییر می‌کند؟
تاب‌آوری و ترمیم روان روانشناسی
پردازش ناخودآگاه خشم در بازماندگان تروما چگونه تغییر می‌کند؟
مطالعه‌ای جدید نشان می‌دهد پردازش ناخودآگاه خشم در بازماندگان تروما پس از تجربه آزار دوران کودکی تغییر می‌کند و مغز آن‌ها به نشانه‌های تهدید حساس‌تر می‌شود.
× بستن معرفی
سفارش قهوه

پردازش ناخودآگاه خشم در بازماندگان تروما؛ واکنش پنهان مغز به نشانه‌های تهدید

پردازش ناخودآگاه خشم در بازماندگان تروما ممکن است یکی از تغییرات پایدار مغز پس از تجربه آزارهای دوران کودکی باشد. پژوهشی جدید نشان می‌دهد افرادی که در کودکی با سوءرفتار، خشونت یا بی‌توجهی شدید روبه‌رو شده‌اند، ممکن است بدون اینکه خودشان متوجه باشند، توجه بیشتری به چهره‌های خشمگین نشان دهند. این حساسیت افزایش‌یافته می‌تواند توضیح دهد چرا برخی بازماندگان تجربه‌های سخت کودکی، در موقعیت‌های اجتماعی روزمره سریع‌تر نشانه‌های خطر را تشخیص می‌دهند.

 

این مطالعه که در مجله Biological Psychology منتشر شده، بررسی کرده است که تجربه‌های نامطلوب دوران کودکی چگونه نحوه پردازش نشانه‌های احساسی در مغز را تغییر می‌دهد.

 

تجربه تروما در کودکی چگونه مغز را برای شناسایی خطر آماده می‌کند؟

دوران کودکی مرحله‌ای مهم در رشد مغز و سیستم عصبی است. زمانی که کودک در محیطی پرتنش، غیرقابل پیش‌بینی یا تهدیدآمیز رشد کند، مغز ممکن است برای محافظت از او به شناسایی سریع‌تر خطرها عادت کند.

 

محققان توضیح می‌دهند که این سازگاری در شرایط ناامن می‌تواند نقش محافظتی داشته باشد؛ زیرا کودک یاد می‌گیرد کوچک‌ترین نشانه‌های خشم یا تهدید را سریع‌تر تشخیص دهد. اما همین الگو ممکن است در بزرگسالی نیز باقی بماند، حتی زمانی که فرد دیگر در محیط خطرناک قرار ندارد.

 

در نتیجه، برخی افراد با سابقه آزار کودکی ممکن است در روابط اجتماعی، بیشتر از دیگران به نشانه‌هایی مانند چهره‌های عصبانی توجه کنند و واکنش‌های استرسی بیشتری نشان دهند.

 

پردازش ناخودآگاه خشم در بازماندگان تروما؛ بررسی فعالیت مغز هنگام مشاهده چهره‌های خشمگین

پژوهشگران دانشگاه کیونگ‌گی کره جنوبی برای بررسی این موضوع، فعالیت مغزی افراد را با استفاده از روش الکتروانسفالوگرافی (EEG) اندازه‌گیری کردند. این روش با کمک حسگرهایی روی پوست سر، فعالیت الکتریکی مغز را ثبت می‌کند.

 

در این پژوهش، ابتدا ۴۷۰ دانشجو با استفاده از پرسشنامه‌های مربوط به تجربه‌های آسیب‌زای دوران کودکی بررسی شدند. سپس ۲۳ نفر که تجربه متوسط تا شدید سوءرفتار عاطفی، جسمی یا جنسی گزارش کرده بودند، با ۲۳ فرد بدون سابقه آزار کودکی مقایسه شدند.

 

شرکت‌کنندگان تصاویری از چهره‌های شاد، خنثی و خشمگین مشاهده کردند و مغز آن‌ها در دو شرایط مختلف بررسی شد: زمانی که به‌طور ناخودآگاه به احساسات چهره‌ها واکنش نشان می‌دادند و زمانی که آگاهانه احساسات را ارزیابی می‌کردند.

 

مغز بازماندگان تروما به خشم به‌صورت خودکار واکنش بیشتری نشان می‌دهد

نتایج نشان داد تفاوت اصلی میان دو گروه در شرایطی دیده شد که افراد به‌طور مستقیم روی احساسات تمرکز نداشتند.

 

در مرحله‌ای که شرکت‌کنندگان فقط باید جنسیت چهره‌ها را تشخیص می‌دادند، مغز افراد دارای سابقه آزار کودکی هنگام مشاهده چهره‌های خشمگین فعالیت بیشتری نشان داد. پژوهشگران این افزایش فعالیت را با افزایش توجه ناخودآگاه به نشانه‌های تهدید مرتبط دانستند.

 

این افراد حتی زمانی که هدفشان بررسی احساسات نبود، به‌صورت خودکار منابع ذهنی بیشتری را برای پردازش چهره‌های خشمگین اختصاص می‌دادند.

 

با این حال، زمانی که از شرکت‌کنندگان خواسته شد آگاهانه احساسات چهره‌ها را ارزیابی کنند، تفاوت قابل توجهی میان دو گروه مشاهده نشد. این موضوع نشان می‌دهد تغییرات ناشی از تروما بیشتر در پردازش‌های خودکار و ناخودآگاه مغز دیده می‌شود، نه در توانایی آگاهانه تشخیص احساسات.

 

پردازش ناخودآگاه خشم در بازماندگان تروما؛ چرا چهره‌های خنثی نیز برای مغز اهمیت دارند؟

یکی از یافته‌های جالب این پژوهش این بود که در مرحله ارزیابی آگاهانه احساسات، هر دو گروه بیشترین فعالیت پایدار مغزی را هنگام مشاهده چهره‌های خنثی نشان دادند.

 

پژوهشگران معتقدند دلیل این موضوع می‌تواند ابهام چهره‌های خنثی باشد. مغز انسان هنگام مواجهه با یک نشانه نامشخص، تلاش بیشتری برای تفسیر آن انجام می‌دهد تا مشخص کند آیا آن موقعیت امن است یا تهدیدآمیز.

 

محدودیت‌های مطالعه درباره پردازش ناخودآگاه خشم در بازماندگان تروما

اگرچه این پژوهش اطلاعات ارزشمندی درباره تأثیر تجربه‌های سخت کودکی بر عملکرد مغز ارائه می‌دهد، اما محدودیت‌هایی نیز دارد. تعداد شرکت‌کنندگان کم بود و همه آن‌ها دانشجوی دانشگاه بودند؛ بنابراین نتایج ممکن است برای همه افراد با تجربه تروما قابل تعمیم نباشد.

 

همچنین اطلاعات مربوط به تجربه‌های کودکی بر اساس گزارش خود افراد جمع‌آوری شد که ممکن است با خطاهای حافظه همراه باشد. پژوهشگران پیشنهاد می‌کنند مطالعات آینده با تعداد افراد بیشتر و بررسی جداگانه انواع مختلف تروما انجام شود.

 

نتیجه‌گیری: مغز چگونه آثار تجربه‌های سخت گذشته را حفظ می‌کند؟

یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد پردازش ناخودآگاه خشم در بازماندگان تروما می‌تواند یکی از سازوکارهای باقی‌مانده از تجربه‌های دشوار کودکی باشد. مغز این افراد ممکن است برای شناسایی سریع‌تر تهدیدها تنظیم شده باشد؛ قابلیتی که زمانی برای بقا مفید بوده، اما در محیط‌های امن نیز می‌تواند باعث افزایش حساسیت به نشانه‌های منفی شود.

 

شناخت این تغییرات می‌تواند به متخصصان کمک کند تا روش‌های درمانی دقیق‌تری برای کاهش واکنش‌های ناخودآگاه مرتبط با تجربه‌های آسیب‌زا طراحی کنند.

 

منبع
فعالسازی اطلاعیه ها بله خیر ممنون