گشاد شدن مردمک چشم معمولا با ورود به محیط تاریک شناخته میشود؛ زیرا چشم برای دریافت نور بیشتر، اندازه مردمک را افزایش میدهد. اما دانشمندان اکنون دریافتهاند که این واکنش فقط به شرایط نوری محدود نیست. هنگام مواجهه با یک اتفاق غیرمنتظره یا غافلگیرکننده نیز مردمک چشم بزرگتر میشود و این تغییر ممکن است نشاندهنده یک فرآیند مهم در مغز باشد: آماده شدن برای یادگیری و سازگاری با شرایط جدید.
مطالعهای جدید نشان میدهد که گشاد شدن مردمک چشم پس از یک اتفاق غافلگیرکننده میتواند بخشی از یک واکنش گستردهتر در مغز باشد که به فرد کمک میکند انتظارات قبلی را کنار بگذارد و اطلاعات تازه را بهتر پردازش کند.
چرا مردمک چشم هنگام غافلگیری گشاد میشود؟
اندازه مردمک چشم معمولا برای تنظیم میزان ورود نور تغییر میکند؛ در محیطهای تاریک گشاد میشود و در محیطهای روشن کوچکتر میشود. با این حال، تحقیقات گذشته نشان دادهاند که اندازه مردمک تحت تأثیر عوامل دیگری مانند تلاش ذهنی، فعالیت فیزیکی، احساسات شدید و حتی برخی داروها نیز قرار میگیرد.
پژوهشگران در مطالعه جدید بررسی کردند که چرا هنگام غافلگیری، مردمک چشم تغییر میکند و این واکنش چه نقشی در عملکرد مغز دارد.
آنها دریافتند که پس از یک اتفاق غیرمنتظره، مغز وارد حالتی شبیه «بازنشانی» یا تازهسازی میشود. در این حالت، گشاد شدن مردمک یکی از نشانههای قابل مشاهده فعال شدن سیستم برانگیختگی مغز است.
گشاد شدن مردمک چشم؛ ارتباط گشاد شدن مردمک چشم با فعالیت مغز
این واکنش با فعالیت بخشی از مغز به نام لوکوس سرولئوس (locus coeruleus) ارتباط دارد؛ مجموعه کوچکی از نورونها در ساقه مغز که منبع اصلی تولید ماده شیمیایی نوراپینفرین است.
نوراپینفرین در واکنشهای مرتبط با هوشیاری، تمرکز و حالت «جنگ یا گریز» نقش دارد. پژوهشها نشان دادهاند که پس از یک رویداد غافلگیرکننده، فعالیت این بخش از مغز افزایش پیدا میکند و این افزایش با تغییر اندازه مردمک چشم و الگوهای خاص امواج مغزی مرتبط است.
دانشمندان معتقدند این سیستم به مغز کمک میکند تا در برابر تغییرات ناگهانی محیط سریعتر واکنش نشان دهد.
گشاد شدن مردمک چشم؛ آزمایش روی داوطلبان برای بررسی واکنش مغز به غافلگیری
برای بررسی این موضوع، پژوهشگران ۶۳ فرد بزرگسال سالم را در یک آزمایش شرکت دادند. شرکتکنندگان باید الگوهای مربوط به نمایش رنگها روی صفحه نمایش را یاد میگرفتند و پیشبینی میکردند که تصویر بعدی چه رنگی خواهد بود.
در ابتدا افراد فقط رنگهایی را که دیده بودند به خاطر میسپردند، اما در مرحله بعد باید بر اساس الگوهای قبلی، رنگ تصویر بعدی را پیشبینی میکردند.
در طول آزمایش، پژوهشگران تغییرات اندازه مردمک چشم، سیگنالهای الکتروانسفالوگرافی (EEG) و فعالیتهای مرتبط با سیستم لوکوس سرولئوس و نوراپینفرین را بررسی کردند.
گشاد شدن مردمک چشم؛ غافلگیری چگونه ذهن را برای یادگیری بهتر آماده میکند؟
نتایج نشان داد زمانی که تصاویر نمایش دادهشده برخلاف انتظار شرکتکنندگان بودند، مردمک چشم آنها گشاد شد و نشانههایی از افزایش فعالیت مغزی مرتبط با برانگیختگی دیده شد.
افرادی که این واکنش را تجربه کردند، توانستند پیشبینیهای خود را بهتر تنظیم کنند و کمتر تحت تأثیر انتظارهای قبلی قرار بگیرند.
به بیان دیگر، یک اتفاق غیرمنتظره میتواند مانند یک علامت هشدار برای مغز عمل کند و باعث شود فرد از الگوهای قدیمی فاصله بگیرد و برای یادگیری اطلاعات جدید آماده شود.
گشاد شدن مردمک چشم؛ یک «صفحه تازه» برای مغز
پژوهشگران معتقدند این فرآیند مانند ایجاد یک صفحه تازه در ذهن عمل میکند. مغز معمولا اطلاعات و تجربههای قبلی را برای پیشبینی آینده استفاده میکند، اما زمانی که اتفاقی برخلاف انتظار رخ میدهد، ممکن است این زمینه ذهنی را تغییر دهد.
مت ناصر، یکی از نویسندگان مطالعه و استاد علوم اعصاب و علوم شناختی در دانشگاه براون، توضیح میدهد که تغییر اندازه مردمک و برخی الگوهای امواج مغزی میتوانند نشانههایی بیرونی از این باشند که مغز در حال جایگزین کردن یک چارچوب ذهنی قدیمی با شرایط جدید است.
این تغییر باعث میشود تأثیر تجربههای قبلی بر درک ما کاهش پیدا کند و مغز بتواند سریعتر اطلاعات تازه را یاد بگیرد.
اهمیت مطالعه درباره گشاد شدن مردمک چشم
این پژوهش نشان میدهد که تغییرات ظاهری بدن، مانند گشاد شدن مردمک چشم، میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره فرآیندهای پیچیده درون مغز ارائه دهد.
اگرچه مردمک چشم تنها یک بخش کوچک از سیستم عصبی به نظر میرسد، اما تغییرات آن میتواند بازتابی از فعالیتهای مهم مغزی مانند توجه، یادگیری، پردازش احساسات و سازگاری با محیط باشد.
نتایج این مطالعه که در مجله Nature Human Behaviour منتشر شده است، دیدگاه جدیدی درباره ارتباط میان واکنشهای فیزیکی بدن و توانایی مغز برای یادگیری از اتفاقات غیرمنتظره ارائه میدهد.
منبع
بیشتر بخوانید…
دست غالب و تمرین؛ غلبه دست غالب بیشتر از تمرین میآید، نه ژنتیک مغز
