زنان مبتلا به ADHD و چالش تشخیص دیرهنگام
زنان مبتلا به ADHD یا اختلال کمتوجهی و بیشفعالی، بیشتر از آنچه تصور میشود با مشکل تشخیص دیرهنگام مواجه هستند. بر اساس مقالهای که در وبسایت ScienceAlert و به نقل از پژوهشگران دانشگاه «نورثرن بریتیش کلمبیا» منتشر شده، زنان بهطور متوسط حدود پنج سال دیرتر از مردان این اختلال را تشخیص میدهند. این تأخیر میتواند پیامدهای مهمی برای سلامت روان، کیفیت زندگی و عملکرد اجتماعی و شغلی آنها داشته باشد.
اختلال ADHD یک اختلال عصبی-رشدی شایع است که از دوران کودکی آغاز میشود و میتواند تا بزرگسالی و حتی سالمندی ادامه پیدا کند. برآوردهای کنونی نشان میدهد از هر ۲۱ نفر در کانادا، یک نفر به این اختلال مبتلا است و انتظار میرود با افزایش شناخت از انواع مختلف آن، تعداد موارد تشخیصدادهشده نیز بیشتر شود.
چرا زنان مبتلا به ADHD دیرتر تشخیص داده میشوند؟
پژوهشگران میگویند علائم ADHD در زنان و مردان تقریباً از سن مشابهی آغاز میشود، اما نحوه بروز نشانهها متفاوت است. مردان بیشتر رفتارهای آشکار مانند بیشفعالی، تکانشگری و رفتارهای پرانرژی از خود نشان میدهند؛ ویژگیهایی که تشخیص این اختلال را آسانتر میکند.
در مقابل، زنان مبتلا به ADHD بیشتر با علائمی مانند موارد زیر شناخته میشوند:
- حواسپرتی و دشواری در تمرکز؛
- مشکل در سازماندهی و برنامهریزی؛
- فراموشکاری؛
- درگیری با افکار و احساسات منفی.
از آنجا که این نشانهها کمتر جلب توجه میکنند، احتمال دارد این افراد سالها بدون تشخیص صحیح زندگی کنند یا حتی به اشتباه با اختلالاتی مانند اضطراب و افسردگی تشخیص داده شوند.
پیامدهای تأخیر در تشخیص ADHD در زنان
تشخیص دیرهنگام فقط به معنای دریافت دیرتر درمان نیست. پژوهشگران تأکید میکنند که این وضعیت میتواند باعث تشدید مشکلات تحصیلی، شغلی، عاطفی و اجتماعی شود.
به گفته نویسندگان مقاله، زنان بهطور متوسط «پنج سال از درمان و پنج سال از فرصت داشتن زندگی بهتر» را از دست میدهند. در این مدت، بسیاری از آنها با مشکلات تمرکز، کاهش اعتمادبهنفس، دشواری در انجام وظایف روزمره و فشارهای روانی مداوم دستوپنجه نرم میکنند.
هزینههای اقتصادی ADHD فراتر از سلامت فردی است
مطالعات نشان میدهد ADHD فقط یک مسئله پزشکی نیست، بلکه پیامدهای اقتصادی قابلتوجهی نیز دارد. یک مطالعه آمریکایی برآورد کرده است که هزینه اجتماعی و اقتصادی ADHD در سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۱۹ به حدود ۱۲٫۷۶ میلیارد دلار رسیده که ۸۱ درصد آن مربوط به کاهش بهرهوری بوده است.
در کانادا نیز زیانهای ناشی از کاهش بهرهوری مرتبط با ADHD سالانه بین ۶ تا ۱۱ میلیارد دلار برآورد میشود. پژوهشگران معتقدند دسترسی عادلانهتر به تشخیص و درمان میتواند بخشی از این هزینهها را کاهش دهد.
سرمایهگذاری در سلامت روان؛ ضرورتی برای آینده
نویسندگان مقاله تأکید میکنند که سلامت روان نباید بهعنوان یک هزینه اضافی یا امتیاز ویژه در نظر گرفته شود. اختلالاتی مانند ADHD از مهمترین عوامل ناتوانی در بسیاری از کشورها محسوب میشوند و بدون دسترسی مناسب به خدمات سلامت روان، تحقق نظام سلامت همگانی امکانپذیر نخواهد بود.
پژوهشگران همچنین به مفهوم «اقتصاد مراقبت» اشاره میکنند؛ دیدگاهی که سلامت و آموزش را نه هزینه، بلکه موتورهای مهم رشد اقتصادی میداند. بر اساس این دیدگاه، سرمایهگذاری در خدمات سلامت روان میتواند علاوه بر بهبود کیفیت زندگی افراد، به ایجاد جوامع مقاومتر و اقتصاد پایدارتر نیز کمک کند.
جمعبندی
شواهد نشان میدهد زنان مبتلا به ADHD به دلیل تفاوت در الگوی علائم و موانع دسترسی به خدمات درمانی، اغلب سالها دیرتر از مردان تشخیص داده میشوند. این تأخیر میتواند به از دست رفتن سالها درمان، تشدید مشکلات روانی و اجتماعی و تحمیل هزینههای اقتصادی قابلتوجه منجر شود. افزایش آگاهی عمومی و فراهم کردن دسترسی برابر به خدمات سلامت روان، میتواند گامی مهم در کاهش این شکاف و بهبود کیفیت زندگی میلیونها فرد مبتلا به ADHD در سراسر جهان باشد.
