تنهایی و همدلی؛ چرا افراد تنها خود را کمتر همدل می‌دانند؟
روانشناسی
تنهایی و همدلی؛ چرا افراد تنها خود را کمتر همدل می‌دانند؟
تنهایی و همدلی؛ تنهایی یکی از شایع‌ترین تجربه‌های انسانی در دنیای امروز است و با مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی و افت سلامت جسمی ارتباط دارد.

تنهایی و همدلی؛ پژوهش جدید از شکاف میان احساس و واقعیت پرده برداشت

تنهایی پدیده‌ای است که بسیاری از افراد در مقطعی از زندگی خود آن را تجربه می‌کنند. با این حال، احساس تنهایی با انزوای اجتماعی تفاوت دارد. انزوای اجتماعی به کمبود عینی ارتباطات اجتماعی اشاره می‌کند، در حالی که تنهایی یک تجربه ذهنی است؛ یعنی فرد احساس می‌کند روابط اجتماعی‌اش کمتر، صمیمیت آن‌ها کمتر یا رضایت او از این روابط پایین‌تر از حد انتظار است.

 

به همین دلیل ممکن است فردی در میان جمع زیادی از مردم احساس تنهایی کند، در حالی که فرد دیگری با وجود گذراندن زمان زیادی به‌تنهایی، چنین احساسی نداشته باشد. این احساس می‌تواند موقتی باشد؛ برای مثال پس از مهاجرت به مکانی جدید یا پایان یک رابطه مهم. اما در برخی افراد، تنهایی به تجربه‌ای طولانی‌مدت تبدیل می‌شود و بر سلامت روان و جسم تأثیر می‌گذارد.

 

تنهایی و همدلی؛ چرا تنهایی به یک مسئله مهم سلامت عمومی تبدیل شده است؟

بر اساس مطالعات پیشین، تنهایی طولانی‌مدت با افزایش ناراحتی‌های هیجانی، خطر بیشتر اضطراب و افسردگی، مشکلات خواب، کاهش انگیزه و افت تمرکز همراه است. همچنین تنهایی مزمن می‌تواند با افزایش استرس و دشوارتر کردن حفظ عادت‌های سالم، بر سلامت جسمی نیز اثر منفی بگذارد.

پژوهشگران اشاره می‌کنند که تنهایی تجربه‌ای رایج در همه گروه‌های سنی و اجتماعی است. با این حال، بررسی‌ها نشان می‌دهد میزان تنهایی و انزوای اجتماعی در ایالات متحده به بالاترین سطح خود رسیده است و تقریباً نیمی از بزرگسالان آمریکایی اعلام کرده‌اند که گاهی یا همیشه احساس تنهایی می‌کنند. این موضوع احتمال وجود عوامل ساختاری در سازمان اجتماعی را مطرح می‌کند که به گسترش احساس تنهایی دامن می‌زنند.

 

تنهایی و همدلی؛ مدیتیشن مهربانی و شفقت چیست؟

در این پژوهش، محققان به سرپرستی «مارلا درسل» بررسی کردند که آیا «مدیتیشن مهربانی و شفقت» می‌تواند با افزایش همدلی، احساس تنهایی را کاهش دهد یا خیر.

 

مدیتیشن مهربانی و شفقت نوعی تمرین ذهنی و مراقبه‌ای است که در آن فرد به‌طور عمدی احساس گرمی، شفقت و خیرخواهی را نسبت به خود و دیگران پرورش می‌دهد. این کار معمولاً از طریق تکرار ذهنی آرزوهای خیرخواهانه برای خود و دیگران انجام می‌شود.

 

مطالعات پیشین نشان داده بودند که این شیوه می‌تواند همدلی و رفتارهای یاری‌گرانه، از جمله سخاوت، را افزایش دهد. اما اینکه آیا این تمرین قادر به کاهش تنهایی نیز هست، تاکنون مشخص نشده بود.

 

پژوهش درباره‌ی تنهایی و همدلی چگونه انجام شد؟

در این مطالعه، ۱۰۸ بزرگسال از شهر واشنگتن دی‌سی شرکت کردند. میانگین سنی آن‌ها ۴۰ سال بود و ۶۰ درصد شرکت‌کنندگان را زنان تشکیل می‌دادند. این افراد به‌گونه‌ای انتخاب شدند که از نظر سن، جنسیت و قومیت، نماینده جمعیت بزرگسال منطقه باشند.

 

شرکت‌کنندگان به دو گروه تقسیم شدند. ۵۵ نفر در برنامه مدیتیشن مهربانی و شفقت شرکت کردند و ۵۳ نفر نیز برنامه «آرام‌سازی پیشرونده عضلات» را گذراندند. این برنامه دوم به‌عنوان یک مداخله کنترل فعال انتخاب شد، زیرا ماهیت اجتماعی نداشت.

 

جلسات هر دو برنامه به‌صورت آنلاین و از طریق فایل‌های ضبط‌شده برگزار شد. شرکت‌کنندگان به مدت چهار هفته و شش روز در هفته، هر بار به مدت ۱۵ دقیقه، در مجموع ۲۴ جلسه را پشت سر گذاشتند.

 

بررسی تنهایی، همدلی و فعالیت مغزی

پژوهشگران در آغاز مطالعه، پس از پایان مداخله و همچنین شش ماه بعد، میزان تنهایی، احساس پیوند اجتماعی و همدلی شرکت‌کنندگان را با استفاده از پرسش‌نامه‌های استاندارد ارزیابی کردند.

 

علاوه بر این، ۵۴ نفر از شرکت‌کنندگان تحت تصویربرداری عملکردی مغز (fMRI) قرار گرفتند. در این آزمایش، افراد هنگام مشاهده درد کشیدن یک فرد دیگر، فعالیت مغزی خود را ثبت کردند.

 

شرکت‌کنندگان تصاویر زنده‌ای از دست خود و دست فرد دیگری را مشاهده می‌کردند که در معرض محرکی دردناک قرار می‌گرفت. هدف پژوهشگران این بود که مشخص کنند مشاهده درد دیگران، چه الگوهای عصبی مرتبط با همدلی را در مغز ایجاد می‌کند.

 

نتایج؛ تنهایی کمتر شد اما همدلی افزایش نیافت

نتایج نشان داد هر دو مداخله، یعنی مدیتیشن مهربانی و شفقت و آرام‌سازی پیشرونده عضلات، توانستند احساس تنهایی را کاهش دهند. اما هیچ‌یک از این دو روش تأثیر معناداری بر افزایش همدلی نداشتند.

 

به بیان دیگر، فرضیه اصلی پژوهشگران مبنی بر اینکه مدیتیشن مهربانی و شفقت از طریق افزایش همدلی، تنهایی را کاهش می‌دهد، تأیید نشد.

 

تنهایی و همدلی؛ افراد تنها واقعاً کم‌همدل نیستند

یکی از مهم‌ترین یافته‌های این پژوهش آن بود که افراد تنها در پرسش‌نامه‌ها خود را کمتر همدل توصیف می‌کردند، اما تصویربرداری مغزی هیچ تفاوتی در پاسخ‌های عصبی آن‌ها به درد دیگران نشان نداد.

 

این نتیجه نشان می‌دهد افراد تنها از نظر زیستی و عصبی همچنان توانایی طبیعی برای همدلی با دیگران را حفظ کرده‌اند، اما در سطح ذهنی و ادراک شخصی، خود را افرادی کم‌همدل می‌پندارند.

 

پژوهشگران نتیجه‌گیری کردند که افراد تنها می‌توانند تجربه‌های دیگران را به‌طور طبیعی درک و شبیه‌سازی کنند، اما برداشت ذهنی آن‌ها از خود به‌عنوان فردی همدل دچار اختلال است. از این رو، مداخلات آینده برای کاهش تنهایی باید بر اصلاح شناخت‌های اجتماعی ناسازگار و نحوه ارزیابی افراد از توانایی‌های اجتماعی خود تمرکز کنند.

 

محدودیت‌های مطالعه تنهایی و همدلی

پژوهشگران تأکید می‌کنند که شرکت‌کنندگان از نوع درمانی که دریافت می‌کردند آگاه بودند و احتمالاً از انتظارات محققان نیز اطلاع داشتند. از آنجا که سنجش تنهایی بر اساس گزارش شخصی افراد انجام شده بود، احتمال دارد اثر انتظار یا آگاهی از حضور در مطالعه بر پاسخ‌های شرکت‌کنندگان تأثیر گذاشته باشد.

 

با وجود این محدودیت‌ها، این مطالعه درک جدیدی از ارتباط میان تنهایی و همدلی و عملکرد مغز ارائه می‌کند و نشان می‌دهد احساس تنهایی ممکن است بیش از آنکه ناشی از ناتوانی واقعی در همدلی باشد، به نحوه برداشت افراد از توانایی‌های اجتماعی خود مربوط باشد.

 

منبع

 

مقالات بیشتر درباره‌ی تنهایی

 

فعالسازی اطلاعیه ها بله خیر ممنون