استفاده بهتر از ChatGPT؛ چرا نحوه پرسیدن سؤال اهمیت دارد؟
بسیاری از کاربران تصور میکنند با عرضه مدلهای جدید هوش مصنوعی، کیفیت پاسخها بهطور خودکار بهتر میشود. اما تجربه کارشناسان نشان میدهد که کیفیت خروجیها تا حد زیادی به شیوه تعامل کاربران با این ابزار بستگی دارد.
به گفته نویسنده گزارش، مشکل اصلی اغلب کاربران این است که از هوش مصنوعی انتظار دارند خودش منظور آنها را حدس بزند. در حالی که هرچه درخواستها دقیقتر و هدفمندتر باشند، پاسخها نیز کاربردیتر و هوشمندانهتر خواهند بود.
آنها پنج عادت ساده پیشنهاد میکنند که میتوانند تجربه استفاده از ChatGPT را متحول کنند.
استفاده بهتر از ChatGPT با تعیین نقش مشخص برای هوش مصنوعی
اولین توصیه این است که به ChatGPT بگویید قرار است چه نقشی را ایفا کند.
بسیاری از کاربران درخواستهایی مانند «برایم یک ارائه آماده کن» مطرح میکنند، اما مشخص نمیکنند که پاسخ از چه دیدگاهی باید نوشته شود.
به عنوان مثال، به جای گفتن «بر اساس این یادداشتها یک ارائه تهیه کن»، بهتر است از هوش مصنوعی بخواهید: «بهعنوان یک متخصص بازاریابی با تجربه در زمینه تعامل با مخاطب، بر اساس این یادداشتها و روندهای فعلی یک ارائه تهیه کن.»
تعیین نقش باعث میشود مدل از ارائه پاسخهای عمومی فاصله بگیرد و از بخش تخصصیتر دانش خود استفاده کند. هرچه نقش تعریفشده دقیقتر باشد، کیفیت توصیهها نیز بهتر خواهد شد.
برای استفاده بهتر از ChatGPT، ابتدا زمینه را توضیح دهید
ChatGPT ذهنخوان نیست، هرچند گاهی ممکن است چنین تصوری ایجاد شود.
بسیاری از افراد بدون ارائه اطلاعات کافی، مستقیماً سؤال خود را مطرح میکنند و سپس از کلی و عمومی بودن پاسخها ناراضی میشوند.
به گفته او، تفاوت میان یک پاسخ معمولی و یک پاسخ واقعاً مفید، اغلب در میزان اطلاعات زمینهای نهفته است که کاربر پیش از طرح سؤال در اختیار هوش مصنوعی قرار میدهد.
بدون زمینه، هوش مصنوعی پاسخی برای «کاربر متوسط» تولید میکند؛ اما با ارائه جزئیات، پاسخ متناسب با شرایط و نیازهای خاص شما شکل میگیرد.
از ChatGPT بخواهید با شما مخالفت کند
یکی از جالبترین توصیههای این گزارش آن است که از هوش مصنوعی بخواهید با شما مخالفت کند.
بیشتر افراد از ChatGPT برای تأیید باورها و ایدههای خود استفاده میکنند. اما بهترین پاسخها زمانی به دست میآیند که از هوش مصنوعی بخواهید فرضیات شما را به چالش بکشد.
او هنگام بررسی ایدههای خود سؤالهایی مانند این میپرسد:
«ضعیفترین بخش این استدلال چیست؟»
یا
«سه دلیلی که ممکن است این ایده شکست بخورد را بیان کن.»
به گفته او، این روش بارها مانع انتشار ایدههای ناپخته شده است. ChatGPT میتواند نقش یک منتقد یا «وکیل مدافع شیطان» را بهخوبی ایفا کند، اما تنها زمانی که کاربر بهطور صریح از آن بخواهد مخالفت کند.
استفاده بهتر از ChatGPT با اصلاح تدریجی پاسخها
بسیاری از کاربران پس از دریافت اولین پاسخ، اگر از نتیجه راضی نباشند، گفتوگو را میبندند و از ابتدا شروع میکنند.
اما نویسنده دقیقاً برعکس عمل میکند. او میگوید بهترین نتایج معمولاً پس از چند دور گفتوگوی رفتوبرگشتی به دست میآید.
هر بار که کاربر بازخورد جدیدی ارائه میدهد، اطلاعات بیشتری در اختیار مدل قرار میگیرد؛ اطلاعاتی که هوش مصنوعی بهتنهایی از آنها آگاه نیست.
بنابراین بهتر است اولین پاسخ را یک پیشنویس اولیه در نظر بگیرید، نه نتیجه نهایی. در این صورت، کیفیت پاسخها بهتدریج بهتر میشود و گفتوگو بهجای شروع دوباره، تکامل پیدا میکند.
نتیجه مطلوب را برای هوش مصنوعی مشخص کنید
پنجمین توصیه این است که فقط وظیفه را توضیح ندهید، بلکه نتیجه مطلوب را نیز مشخص کنید.
برای مثال، به جای گفتن «برای افزایش دنبالکنندگان تیکتاک به من کمک کن»، بهتر است هدف دقیق خود را بیان کنید: «هدف من این است که تا پایان ماه ۲۰۰ دنبالکننده جدید در تیکتاک به دست آورم. بر اساس پروفایلم چه کاری باید انجام دهم؟»
یا به جای درخواست یک فهرست ساده، میتوان گفت: «فهرستی تهیه کن که به یک والد خسته کمک کند در پنج دقیقه آرامتر شود.»
به گفته نویسنده، زمانی که هوش مصنوعی بداند موفقیت دقیقاً چه شکلی دارد، میتواند پاسخهای بسیار هدفمندتر و کاربردیتری تولید کند. بسیاری از درخواستهای ناموفق به این دلیل شکست میخورند که کاربر تنها وظیفه را بیان میکند، اما توضیح نمیدهد که نتیجه خوب چه ویژگیهایی باید داشته باشد.
جمعبندی
تجربه یک سال استفاده روزانه از ChatGPT نشان میدهد که استفاده بهتر از ChatGPT بیش از هر چیز به مهارت در طرح درخواستها وابسته است. تعیین نقش برای هوش مصنوعی، ارائه زمینه کافی، درخواست نقد و مخالفت، اصلاح تدریجی پاسخها و مشخص کردن نتیجه نهایی مورد انتظار، پنج عادت سادهای هستند که میتوانند پاسخهای دقیقتر، شخصیتر و کاربردیتری از هوش مصنوعی به همراه داشته باشند.
